نظر علي الطالقاني

337

كاشف الأسرار ( فارسى )

به اندازهء او تكليف نموده . لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها . 129 حال گوئيم هر جا كه لفظ تفاوت گفته شود لا بد آنجا كم و زياد و شدت و ضعف است و هر جا كه كم و زياد و شدت و ضعف است لا بد آنجا كمال و نقص است و هر جا كه كمال و نقص است لا بد آنجا وجود و عدم است . كمالى جز وجود نيست و نقصى جز عدم نى . پس در مطلب ما ، در ناقص به قدر نقص او جز كفر و ارتداد نيست ، زيرا هر قدر كه از معرفت بكاهد جهل آيد و آن قدر كه جهل است جز انكار نباشد ، پس همان قدر از ايمان و تصديق كم شده و پاى انكار به ميان آمده . و هر قدر كه از محبّت بكاهد جز بعد و دورى و ميل به غير نيست . و مع ذلك همين جهل و انكار و كمى محبت نسبت به مرتبهء ناقص كه زياده از اين او را ممكن نيست عين ايمان و صرف كمال است . و از اينجا معنى حسنات الابرار سيّئات المقرّبين 130 نيكو ظاهر شود . دهقانى اگر با سلطان آنچه به فهم خود بگويد همه پسنديده آيد و باعث سرور سلطان و نوازش و احسان است و اگر هزار يك او را وزير به كار برد مورد سياست و غضب سلطان است . پس ظاهر شد كه اينهمه نقصها و كجيها كه در غير معصوم ( ع ) به اصل سرمايه كه محبت است ضرر نمىرساند و شخص را از راه بهشت بر نمىگرداند مادامىكه به مقام كفر و ارتداد متعارف نرسد ، العياذ باللّه . اگر چه تا پاك نشود محال است به بهشت رود و اسباب پاك شدن از توبه و انابه و اعمال خير و شفاعت شفعاء و عذاب دنيا و برزخ و قيامت بسيار است . بلى خلاف است كه آيا به جهنم نيز مىشود بعضى داخل شوند و بعد بيرون آيند يا نه و اخبار بسيار اختلاف دارد و روح مطلب اين است كه آيا مىشود كه گناهكار در همهء اين مقامات هنوز پاك نشود و از او چرك و كثافت باقى بماند يا نه ، زيرا كه اگر بعد از همهء آن اسباب ، چركى مانده باشد يقينا خواهد به جهنم رفت تا پاك شود ، نعوذ باللّه من العذاب . مطلب هفدهم در اشاره به معيار ارتداد ، نعوذ باللّه ، كه با او ديگر اميد نجات نيست . بدان كه سخن ما در اين مقام بخصوص به طائفه اثنا عشرى است اگر چه بعضى از جهات كلام در همهء عالم جارى باشد . بدان كه هنوز ظاهر نشده كه آيا بعد از جدّ و جهد و تخليهء نفس از تعصب باز ممكن است كه شخص راه حق پيدا نكند و